
در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و تنهایی / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی .
ما در قفس عمر چه بیگانه نشستیم / بر خاک در یار چه مستانه نشستیم / در هر دو جهان عایدمان چشم تری شد / بس منتظر یار که جانانه نشستیم .
به ادامه مطلب بروید